معنی امید بلخی
5 بازدید
[ اُ دِ بَ ] (اِخ) میرزا امتیاز... شاعر و از بزرگان بلخ بوده و در همانجا وفات یافته. از اشعار اوست: تا گشت شمع روی تو از انجمن جدا پروانه از فراق جدا سوخت من جدا هر یک بیاد زلف و رخش میخورند خون ریحان جدا بنفشه جدا یاسمن جدا از یک کرشمه ای که تو دادی بکوه و دشت مجنون جدا هلاک شد و کوهکن جدا. (از صبح گلشن ص ۳۸) (از الذریعة قسم ۱ از جزء ۹ ص ۹۶). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «امید بلخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر