معنی امیدوار کردن
5 بازدید
[ اُمیدْ/اُمْ میدْ کَ دَ ] (مص مرکب) امید دادن. امیدوار گردانیدن : بباید خواندن و بدین شغل امیدوار کردن. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۴۲). هدهد کنون که خلعت بلقیس عهد یافت بختش بخلعت ملک امّیدوار کرد.خاقانی. در مدارای مرد کار کند هرچه او را امیدوار کند.نظامی. بخشندگیّ و سابقهٔ لطف و رحمتش ما را بحسن عاقبت امّیدوار کرد.سعدی. || اطماع. تطمیع. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «امیدوار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر