معنی امیان
6 بازدید
[ اَمْ یا ] (اِ) کیسه و همیان زر. (برهان قاطع). کیسهٔ زر. (مؤید الفضلاء). همیان و کیسه. (ناظم الاطباء). همیان. (دهار) (انجمن آرا) (آنندراج). جراب : از تمنای خاک آن حضرت خاک گشته ادیم امیانها. ؟ (از فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۲۲ ب). و رجوع به همیان، و مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی ص ۲۴۵ شود.
کلمات همقافیه با «امیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر