معنی امپراتوری
4 بازدید
[ اِ پِ ] (لاتینی، حامص) شاهنشاهی کردن. || سلطنت و حکومتی که در رأس آن امپراتور قرار دارد. || (اِ) مجموعهٔ ممالک و نواحیی که تحت سلطنت امپراتور است. شاهنشاهی. || مجموعهٔ ممالکی که تحت نظر دولتی مقتدر اداره شود. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «امپراتوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر