معنی اموس
7 بازدید
[ اَ ] (اِ) تخمی باشد که بر روی نان پاشند و آنرا نان خواه گویند، و با همزهٔ ممدوده هم بنظر آمده است. (برهان قاطع) (آنندراج). و رجوع به نان خواه شود.[ اُ ] (ع اِ) جِ امس. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به امس شود.[ اُ ] (اِخ) یکی از پیغمبران قدیم بنی اسرائیل بود که در اواسط قرن هشتم ق .م . زندگی میکرد. رجوع به دائرةالمعارف آریانا شود.[ اِ ] (اِخ) نام کوهی است در تراکیه، اسکندر مقدونی در پای این کوه با بومیان آنجا جنگ کرد. رجوع به ایران باستان پیرنیا ج ۲ ص ۱۲۲۷ شود.
کلمات همقافیه با «اموس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر