معنی امورغی
6 بازدید
[ اَ ] (از یونانی، اِ) زیتار. ثفل الزیت. (ترجمهٔ فرانسوی مفردات ابن بیطار). برومی عکرالزیت است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «امورغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر