معنی اموت
6 بازدید
[ اُ مُ وْ وَ ] (ع مص) کنیزک گردیدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گویند ماکنت امة و لقد اموت اموة؛ یعنی کنیزک نبودی و کنیزک گردیدی. و همچنین: امیت اموة. (از ناظم الاطباء).[ اُ ] (ع اِ) جِ اَمْت. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جاهای بلند و پشتهای خرد و نشیب و فراز در چیزی. (آنندراج). و رجوع به اَمْت شود.[ اَمْ وَ ] (ع ص) ما اموته؛ چه مرده دل است او. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اموت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر