معنی امنع
7 بازدید
[ اَ نَ ] (ع ص) با عز و ارجمندی. (ناظم الاطباء). || (ن تف) منیع تر. بلندتر. استوارتر. (فرهنگ فارسی معین). - امثال: امنع من ام قرفة. امنع من انف الاسد. امنع من صبی. امنع من عتر. امنع من عقاب الجو. امنع من لهاة اللیث. (از مجمع الامثال میدانی). امثال دوم و پنجم و ششم در فرائدالادب ضمیمهٔ المنجد نیز آمده. رجوع به مجمع الامثال و المنجد شود.
کلمات همقافیه با «امنع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر