معنی امنة
6 بازدید
[ اَ مَ نَ ] (ع اِ) بی بیمی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). امن، و آن سکون قلب است. (از اقرب الموارد). || راستی، ضد خیانت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (ص) آنکه بهر کس اعتماد کند. (از اقرب الموارد). || دین و خلق، گویند ما احسنک امنتک. (از ذیل اقرب الموارد). || جِ امین. (ناظم الاطباء).[ اُ مَ نَ ] (ع ص) آنکه بر هر کس ایمن باشد و اعتماد کند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گویند هو امنة اذنة؛ اذا کان یأمن کل واحد و یصدق ما یسمع. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آنکه بر وی هر کس اعتماد کند در هر کاری. (منتهی الارب). رجل امنة؛ مردی که هر کس بر وی در هر کاری اعتماد کند. (ناظم الاطباء).[ اَ مَ نَ ] (اِخ) ابن عیسی. کاتب لیث و محدث بوده. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «امنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر