معنی امملدم
6 بازدید
[ اُمْ مِ مِ دَ ] (ع اِ مرکب) تب دائمی. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). تب. (مهذب الاسماء) (از المرصع) (از کشاف اصطلاحات الفنون). || داهیه. با ذال معجمه نیز دیده شده. (از المرصع).
کلمات همقافیه با «امملدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر