معنی املیلی
5 بازدید
[ اُمْ مِ لَ لا ] (ع اِ مرکب) می سیاه گون. (منتهی الارب). شراب، و گویند شرابی که رنگ آن سیاه باشد. (از المرصع). شراب سیاه. (از اقرب الموارد).[ اُمْ مِ لَ لا ] (اِخ) دختر رواحة انصاری، زن ابولیلی و مادر عبدالرحمان بن ابی لیلی. از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۷۷ شود.[ اُمْ مِ لَ لا ] (اِخ) دختر مرةبن مسعود ثقفی یا ابومرةبن عروةبن مسعود ثقفی. از زنان امام سوم حسین بن علی (ع) و مادر علی اکبر بود، و او بیشتر به لیلی مشهور است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «املیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر