معنی امفروة
6 بازدید
[ اُمْ مِ فَ وَ ] (ع اِ مرکب) میش. (از المرصع) (آنندراج). || هامهٔ سر. || منجنیق. (المرصع): کیف تری ضیع ام فروة تأخذهم بین الصفا و المروة. و مقصود شاعر از ام فروة منجنیقی است که حجاج در زمان زبیر با آن مکه را سنگباران کرد. (از المرصع).[ اُمْ مِ فَ وَ ] (اِخ) از دختران امام موسی بن جعفر بود. (از مجمل التواریخ و القصص ص ۴۵۷).[ اُمْ مِ فَ وَ ] (اِخ) انصاری. عمهٔ قاسم بن غنام و از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۶۶ شود.[ اُمْ مِ فَ وَ ] (اِخ) دختر ابی قحافه تمیمی. خواهر ابوبکر خلیفهٔ اول. از زنان صحابی بوده و از وی حدیث روایت شده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۶۵ شود.[ اُمْ مِ فَ وَ ] (اِخ) فاطمه یا قریبه، دختر قاسم بن محمدبن ابوبکر. از زنان امام محمد باقر و مادر جعفر صادق و زنی پرهیزکار بوده. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۰). و نیز رجوع به خیرات حسان ج ۱ ص ۱۵۴ و تذکرةالخواتین ص ۵۹ شود.[ اُمْ مِ فَ وَ ] (اِخ) کنیهٔ یکی از دختران امام جعفر صادق بوده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۳۰) (مجمل التواریخ و القصص ص ۴۵۶).
کلمات همقافیه با «امفروة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر