معنی امغر
5 بازدید
[ اَ غَ ] (ع ص) اسب و شتر همرنگ گل سرخ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || اسب سرخ رنگ. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۹). اسب بور. (یادداشت مؤلف). || مرد سرخ موی و سرخ پوست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). سرخ موی و سرخ پوست به رنگ گل سرخ. (از اقرب الموارد). || آنکه بر روی او سرخی به سپیدی آمیز باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «امغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر