معنی امعقبة
6 بازدید
[ اُمْ مِ عَ بَ ] (ع اِ مرکب) شپش بزرگ. (از المرصع). شپش. (آنندراج). || دیگ. || مرغ خانگی. (از المرصع).[ اُمْ مِ عُ بَ ] (اِخ) زن غسان بن جهضم. به زیبایی و اخلاق حمیده مشهور بوده. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۶ و در منثور ص ۶۰ شود.[ اُمْ مِ عَ بَ ] (اِخ) نام زنی بوده که گویند خروسی داشته که بر اثر تربیت از صاحبش اطاعت می کرده است. (از المرصع).
کلمات همقافیه با «امعقبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر