معنی امشغل
6 بازدید
[ اُمْ مِ شُ ] (ع اِ مرکب) دربارهٔ کسی گویند که عزم کاری کند ولی به اتمام نرساند، اصلش چنان است که گویند: زنی پی کاری میرفت در این بین حیض بر وی عارض شد و بدون انجام کار برگشت. (از المرصع).
کلمات همقافیه با «امشغل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غل» برای سرودن شعر