معنی امشاق
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بتازیانه زدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || رنگ کردن جامه با مَشق یا مِشق (رنگ سرخ). (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امشاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر