معنی امشاح
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خشک و سخت شدن سال. گویند: امشحت السنة؛ وقتی که قحط سالی شود و سال سخت گردد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || پراکنده و درواگردیدن ابر از هوا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بازشدن آسمان از ابر. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امشاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر