معنی امسوح
4 بازدید
[ اُ ] (ع اِ) هر چوب دراز کَشتی. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، اماسیح. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امسوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر