معنی امسلیم
4 بازدید
[ اُمْ مِ سُ لَ ] (اِخ) سهله یا رمیله مکنی به ام سلیم. دختر ملحان بن خالد انصاری مادر انس بن مالک از صحابیات و زنی دیندار بود. اسحاق بن عبداللََّه بن ابی طلحه گفته است جد من ابوطلحه که مشرک بود از ام سلیم خواستگاری کرد و او خودداری نمود و گفت اسلام آورد تا همسرش شوم و صداق من اسلام آوردن وی باشد. آنگاه ابوطلحه اسلام آورد و ام سلیم را بزنی گرفت و صداق او مسلمان شدن ابوطلحه بود. (از عیون الاخبار ج ۴ ص ۷۰) (لغات تاریخیه و جغرافیهٔ ترکی ج ۱ ص ۲۵۳). و رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة شود.[ اُمْ مِ سَ ] (اِخ) کنیهٔ چند تن از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۴۲ شود.
کلمات همقافیه با «امسلیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر