معنی امسلمة
6 بازدید
[ اُمْ مِ سَ لَ مَ ] (ع اِ مرکب) فاتحه. || دنیا. (المرصع).[ اُمْ مِ سَ لَ مَ ] (ع اِ مرکب) فاتحه. || دنیا. (المرصع).[ اُمْ مِ سَ لَ مَ ] (اِخ) کنیهٔ یکی از دختران هریک از امام حسین و امام سجاد و امام باقر و امام کاظم بوده است. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۲ شود.[ اُمْ مِ سَ لَ مَ ] (اِخ) هند مکناة به ام سلمه. دختر ابی امیه حذیفةبن مغیرةبن عبداللََّه بن عمروبن مخزوم قرشی مخزومی ام المؤمنین. از زنان پیغمبر اسلام و یکی از زنان بزرگ صدر اسلام بشمار می رفت وی نخست زن ابوسلمةبن عبدالاسد مخزومی بود پس از وفات ابوسلمه در سال دوم یا چهارم هجری به ازدواج پیغمبر درآمد و جزو مهاجران حبشه و مدینه بود. احادیثی از او نقل شده است. در سال ۶۳ یا ۶۴ هـ . ق. در هشتاد و چهار سالگی درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۲). و رجوع به همین کتاب و الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۴۰ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۶ و تنقیح المقال و خیرات حسان ج ۱ ص ۴۹ و اعلام زرکلی چ ۱ ج ۳ ص ۱۱۲۹ و تذکرة الخواتین ص ۴۲ و ۵۶ شود.[ اُمْ مِ سَ لَ مَ ] (اِخ) یکی از دختران علی بن ابوطالب (ع) بود.[ اُمْ مِ سَ لَ مَ ] (اِخ) کنیهٔ چند تن از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۴۲ شود.
کلمات همقافیه با «امسلمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر