معنی امسعید
5 بازدید
[ اُمْ مِ سَ ] (ع اِ مرکب) شتر. (یادداشت مؤلف). جمل. اشتر. (مهذب الاسماء).[ اُمْ مِ سَ ] (اِخ) (احمسیه) از اصحاب حضرت صادق بوده و روایتی هم از امام نقل کرده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۱).[ اُمْ مِ سَ ] (اِخ) (سعدونه یا سعدویه) دختر عصام حمیری از ادبای زنان اندلس بوده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۳۲۲). و رجوع به خیرات حسان ج ۲ ص ۶۵ و در منثور ص ۵۳ و تذکرةالخواتین ص ۴۱ شود.[ اُمْ مِ سَ ] (اِخ) نام چندتن از زنان صحابی بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۳۹ شود.
کلمات همقافیه با «امسعید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر