معنی امزجهٔ اربعه

معنی امزجهٔ اربعه

5 بازدید
[ اَ زَ / زِ جَ / جِ یِ اَ بَ عَ / عِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بقراط و جالینوس منش را تابع مزاج قرار داده و غلبهٔ یکی از اخلاط (که بزعم آنان از چهار خلط تجاوز نمیکرد) را بر سه خلط دیگر باعث اختلاف امزجه می دانسته اند و از اینرو قائل به چهار نوع مزاج بوده اند، بدینقرار: دموی، صفراوی، بلغمی و سوداوی. و برای هریک مختصاتی جسمانی و اخلاقی ذکر می کرده اند که اجمال آن این است : ۱- دموی مزاج (خوش آب و رنگ و بظاهر قوی بنیه)، خوشبین و خوشگذران، جدی و سبک مغز و سطحی است. ۲- صفراوی مزاج (باریک اندام و زردفام)، باحرارت و خشن و زودخشم و جاه طلب و ثابت قدم است. ۳- بلغمی مزاج (قطور و کم بنیه)، خوش مشرب و خونسرد و سست عنصر و کندذهن است. ۴- سوداوی مزاج (سیه چهره و باریک اندام) مضطرب و ناراضی و بدبین است. تحقیقات سدهٔ نوزدهم درستی تقسیم فوق را مورد تردید قرار داد. (از مبانی فلسفه تألیف علی اکبر سیاسی چ سال ۱۳۴۴ ص ۱۶۷).
[ اَ زَ / زِ جَ / جِ یِ اَ بَ عَ / عِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بقراط و جالینوس منش را تابع مزاج قرار داده و غلبهٔ یکی از اخلاط (که بزعم آنان از چهار خلط تجاوز نمیکرد) را بر سه خلط دیگر باعث اختلاف امزجه می دانسته اند و از اینرو قائل به چهار نوع مزاج بوده اند، بدینقرار: دموی، صفراوی، بلغمی و سوداوی. و برای هریک مختصاتی جسمانی و اخلاقی ذکر می کرده اند که اجمال آن این است : ۱- دموی مزاج (خوش آب و رنگ و بظاهر قوی بنیه)، خوشبین و خوشگذران، جدی و سبک مغز و سطحی است. ۲- صفراوی مزاج (باریک اندام و زردفام)، باحرارت و خشن و زودخشم و جاه طلب و ثابت قدم است. ۳- بلغمی مزاج (قطور و کم بنیه)، خوش مشرب و خونسرد و سست عنصر و کندذهن است. ۴- سوداوی مزاج (سیه چهره و باریک اندام) مضطرب و ناراضی و بدبین است. تحقیقات سدهٔ نوزدهم درستی تقسیم فوق را مورد تردید قرار داد. (از مبانی فلسفه تألیف علی اکبر سیاسی چ سال ۱۳۴۴ ص ۱۶۷).

کلمات هم‌قافیه با «امزجهٔ اربعه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید