معنی امری
6 بازدید
[ اَ مِ ] (اِخ) این لفظ شبیه به نسبت است و نام امری بن مهرةبن حدادبن عمرو بود. (از انساب سمعانی ص ۱۵).[ اَ ] (اِخ) (امراللََّه) از شاعران قرن دهم عثمانی و از مردم ادرنه بود و مناصب قضایی داشت. (از یادداشت مؤلف) و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۶ شود.[ اِ مِ ] (اِخ) میشل پارتیچلی از مردم ایتالیا در سال ۱۵۹۶ م. در لیون متولد شد و در سال ۱۶۵۰ م. درگذشت. مازارن وی را بسمت نظارت و پیشکاری مالی برگزیده بود. وی با وضع بعضی از قوانین مالیاتی طرف بغض عامه قرار گرفت و باعث شورشی شد. رجوع به لاروس شود.[ اِ مِ ] (اِخ) ژاک آندره فیلسوف الهی فرانسوی. وی در سال ۱۷۲۳ م. در ژکس متولد شد و در سال ۱۸۱۱ م. درگذشت. وی سرپرست انجمن مذهبی سن سولپیس بود. (از لاروس).[ اَ ] (اِخ) یکی از دهکده های ساری است که در سفرنامهٔ مازندران و استرباد رابینو (ص ۱۲۱ متن انگلیسی و ص ۱۶۲ ترجمهٔ فارسی) نام آن آمده است.
کلمات همقافیه با «امری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر