معنی امرعله
5 بازدید
[ اُمْ مِ رَ لَ ] (اِخ) (قشیریه) از صحابیات و زنی شاعر و فصیح بود. گویند پس از رحلت رسول اکرم حسنین را با خود برداشت و در کوچه های مدینه گردش می کرد و می گریست و چون بدر خانهٔ فاطمه (ع) رسید، این بیت را انشا کرد: یا دار فاطمة المعمور ساحتها هیجت لی حزناً حییت من دار. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۱). و نیز رجوع به خیرات حسان ج ۱ ص ۴۸ و تذکرة الخواتین ص ۴۱ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۵ شود.
کلمات همقافیه با «امرعله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر