معنی امرأة
8 بازدید
[ اِ رَ ءَ ] (ع اِ) مؤنث امرء. زن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). همزهٔ آن وصل و را در هر حال مفتوح است و در آن لغت دیگری است: مرأة بوزن تمرة. جایز است فتحهٔ همزه به راء نقل و خود همزه حذف شود و مرة بوزن سنة باقی بماند و شکل دیگری نیز از این کلمه گفته اند و آن امروء است. (از اقرب الموارد). جمع آن بلفظش نیامده. (از منتهی الارب). ج، نساء، نسوة، نسوان. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به مرأة و امروء و اقرب الموارد شود.
کلمات همقافیه با «امرأة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أة» برای سرودن شعر