معنی امذلال
6 بازدید
[ اِ ذِ ] (ع مص) سست و فروهشته شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). سست شدن پای. (از اقرب الموارد). سست شدن مفاصل. (اساس از اقرب الموارد). سستی اندام و جز آن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «امذلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر