معنی امذقرار
6 بازدید
[ اِ ذِ ] (ع مص) به آب آمیخته گردیدن شیر و خون. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). امذ قراللبن الرائب؛ در وقتی گویند که شیر خفته یکطرف ایستد و آب یکطرف و یا آنکه با آب مخلوط گردد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ممذقر و منتهی الارب شود.
کلمات همقافیه با «امذقرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر