معنی امذار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) امذار دجاجه بیضه را؛ فاسد کردن مرغ تخم را. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گنده گردانیدن بیضه را. (منتهی الارب) (آنندراج). تباه کردن مرغ خایه را. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «امذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر