معنی امدم
6 بازدید
[ اُمْ مِ دَ ] (ع اِ مرکب) تفرق. الاتصال یا شقی که اندر شریان افتد و خون که اندر فضا که حوالی او باشد گرد آید و هرگاه که دست بر وی نهند بجای باز شود و نیز انفجاری که از شریان باشد. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بیت الدم. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). در ذخیرهٔ خوارزمشاهی ام الدم با الف و لام است.
کلمات همقافیه با «امدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر