معنی امدبکل
6 بازدید
[ اُمْ مِ دَ کَ ] (ع اِ مرکب) کفتار. (از اقرب الموارد) (از المرصع) (منتهی الارب). برای پوست کلفتی که دارد چنین نامیده اند. (از المرصع). رجوع به دبکل شود.
کلمات همقافیه با «امدبکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر