معنی امخنور
6 بازدید
[ اُمْ مِ خَ نْ نو / خَ نَ وْ وَ ] (ع اِ مرکب) کفتار. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || گاو. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || سختی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). || نعمت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (از لسان العرب). از لغات اضداد است. (منتهی الارب). || اِست. (تاج العروس از ذیل اقرب الموارد). || کنیهٔ مصر است و در حدیث آمده: ام خنور یساق الیها القصار الاعمار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امخنور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر