معنی امخاء
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شکایت کردن. || عذر خواستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اعتذار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امخاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر