معنی امحلقوم
6 بازدید
[ اُمْ مِ حُ ] (ع اِ مرکب) بطور افسانه جنی که دفع کند امراض حلقوم را و یا موجب آنها گردد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «امحلقوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر