معنی امحبوکری
4 بازدید
[ اُمْ مِ حَ بَ کَ را ] (ع اِ مرکب) داهیه. (اقرب الموارد). سختی و سخت ترین بلاها. (منتهی الارب). || غم و اندوه. || موت و مرگ. (ناظم الاطباء).[ اُمْ مِ حَ بَ کَ را ] (اِخ) نام موضعی خطرناک است از بلاد قشیر و از آنجاست که هرگاه کسی به بلا و مصیبت دچار شود گویند: وقع فی ام حبوکری. رجوع به معجم البلدان و مادهٔ قبل و ام حبوکران در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «امحبوکری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر