معنی امجمیل
5 بازدید
[ اُمْ مِ جَ ] (اِخ) خواهر ابوسفیان و زن ابولهب که در قرآن کریم بعنوان حمالة الحطب یاد شده است و بکینه و عداوت نسبت به پیغمبر اسلام مشهور بوده است. رجوع به عیون الاخبار ج ۲ ص ۱۹۷ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۴ و ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۴ شود.[ اُمْ مِ جَ ] (اِخ) دختر مجلل بن عبداللََّه بن قیس و از زنان فاضل و خردمند و از سبقت گیرندگان به دین اسلام بوده است. با حاطب بن حارث بن مغیره ازدواج کرد و با وی به حبشه رفت. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۴).[ اُمْ مِ جَ ] (اِخ) زنی صحابی از طایفهٔ ابوهریره و در وفا ضرب المثل بوده و «اوفی من ام جمیل» از امثال سائر است. گویند قومی می خواستند ضراربن خطاب را بکشند. ضرار به این زن پناه آورد و او با اهتمام تمام از وی دفاع کرد و از کشته شدن او را رهایی بخشید. و رجوع به جمهرة الامثال و مجمع الامثال و تذکرة الخواتین ص ۳۵ و خیرات حسان ج ۱ ص ۴۰ و المرصع و ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۳ شود.[ اُمْ مِ جَ ] (اِخ) فاطمه دختر خطاب و خواهر عمربن خطاب خلیفهٔ دوم بوده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۴).
کلمات همقافیه با «امجمیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر