معنی امجد
6 بازدید
[ اَ جَ ] (ع ص) بزرگوار و جوانمرد و باشرف. (ناظم الاطباء). بزرگوار. (فرهنگ فارسی معین). بزرگ. (مؤید الفضلاء). || (ن تف) بزرگتر. (غیاث اللغات) (آنندراج). ج، اماجد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «امجد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جد» برای سرودن شعر