معنی امتی
8 بازدید
[ اُمْ مَ ] (اِ) در منادی گویند، یعنی مادر من. (ناظم الاطباء).[ اُمْ مَ ] (اِخ) (ابراهیم خراسانی) از شاعران قرن دهم و از معتمدان دولت سلطان حسین میرزا گورکانی و مدتی ملازم قاضی سلطان تربتی بوده است و شخص اخیر در زمان شاه عباس حکومت مشهد را بر عهده داشته است. امتی به سال ۹۴۱ هـ . ق. درگذشته است. از اشعار اوست: منم آن میوه کز خامی به بستان هوس ماندم ز بس ایام با من کرد سردی نیم رس ماندم من آن مرغم که هر گه کرد عشقم میل آزادی نوای تازه ای پرداختم تا در قفس ماندم. جان رفت و عمرهاست که در انتظار تو دزدیده ام بدل نفس واپسین خویش. در چمن یار چو با آن قد و قامت برخاست سرو بنشست ز دعوی و قیامت برخاست. (از تذکرهٔ صبح گلشن ص ۳۸) (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۲۶۱). و نیز رجوع به سفینهٔ خوشگو و الذریعه قسم ۱ از جزء ۹ و تذکرهٔ روز روشن ص ۷۱ و نتایج الافکار ص ۳۸ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۳ و فرهنگ سخنوران شود.[ اُمْ مَ ] (اِخ) مولانا... از شاعران قرن دهم و یازدهم بود. رجوع به عرفات العاشقین تألیف تقی الدین اوحدی حسینی کازرونی و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «امتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر