معنی امتعه
6 بازدید
[ اَ تِ عَ ] (ع اِ) جِ متاع. کالاها و متاعها. (ناظم الاطباء): یاقوت و مرجان و جامه و همه عروض از اقمشه و امتعه نیست الا زکوة تجارت. (تاریخ قم). || سودها. (از منتهی الارب). || چیزهایی که نیازمندیها را سودمند باشد. (از منتهی الارب). و رجوع به متاع شود.
کلمات همقافیه با «امتعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر