معنی امتحان کردن
5 بازدید
[ اِ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) آزمودن. آزمایش کردن.
کلمات همقافیه با «امتحان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر