معنی امتحاط
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) دویدن شتر. (شرح قاموس) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء). || شمشیر کشیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از متن اللغة). شمشیر برکشیدن. (ناظم الاطباء). || برکشیدن نیزه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء). برکندن نیزه. (شرح قاموس).
کلمات همقافیه با «امتحاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر