معنی امتحاش
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) سوخته شدن. (مصادر زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). احتراق. (المنجد). سوخته شدن نان و غیر آن. || ملتهب شدن از غضب. (از متن اللغة). || رفتن ماه. (از متن اللغة) (از المنجد) (از ذیل اقرب الموارد). غروب ماه.
کلمات همقافیه با «امتحاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر