معنی امتاح
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دم بزمین فرو بردن ملخ برای تخم نهادن. (از شرح قاموس) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس) (از قطر المحیط). دم بزمین سپوختن ملخ جهت خایه نهادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بلند و طولانی شدن روز. (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «امتاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر