معنی امةالعزیز
6 بازدید
[ اَ مَ تُلْ عَ ] (اِخ) خدیجهٔ بغدادی. از زنان دانشمند قرن هفتم هجری بود در مجلس درس ابن شیرازی در بغداد و سایر دانشمندان در عراق و شام و مصر حاضر شده و کسب معلومات کرده و مقامات حریری را ببهترین وجهی تدریس می نموده، و در سال ۶۹۹ هـ .ق . درگذشته است. (از ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۰۵) (از خیرات حسان ج ۱ ص ۳۴ و ۱۱۴). و رجوع به ریحانة الادب و خیرات حسان و قاموس الاعلام ترکی و تذکرةالخواتین ص ۱۰۱ شود.[ اَ مَ تُلْ عَ ] (اِخ) دختر حافظ شمس الدین محمدبن احمدبن عثمان ذهبی. از زنان محدث بوده و به سال ۷۸۵ هـ .ق . درگذشته است. (از خیرات حسان ج ۱ ص ۳۵) (از ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۰۶).[ اَ مَ تُلْ عَ ] (اِخ) دختر حافظ علاءالدین و زنی محدث بوده. او را امةالرحیم نیز می گفته اند. به سال ۷۹۴ هـ .ق . درگذشته است. (از خیرات حسان ج ۱ ص ۳۵).[ اَ مَ تُلْ عَ ] (اِخ) دختر محمدبن یونس بن اسماعیل انبائی. از زنان محدث قرن دهم هجری و از مشایخ سیوطی بوده است. (از خیرات حسان ج ۱ ص ۳۴) (از ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۰۶).[ اَ مَ تُلْ عَ ] (اِخ) دختر نجم الدین و زنی محدث بوده و او را مسندةالشام نیز گویند. (از خیرات حسان ج ۱ ص ۳۴) (از ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۰۶).[ اَ مَ تُلْ عَ ] (اِخ) شریفه. زن شاعر و دانشمند اندلسی بود. رجوع به خیرات حسان ج ۱ ص ۳۴ شود.
کلمات همقافیه با «امةالعزیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر