معنی امة
6 بازدید
[ اُمْ مَ ] (ع اِ) راه شریعت و دین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دین. (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). گویند فلان لا امة له؛ یعنی او را دین و مذهبی نیست. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دین و طاعت. (مؤید الفضلاء). سنت نبی. || مرد جامع خیر. || مقتدای مردم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پیشوا. (شرح قاموس) (مهذب الاسماء). || جماعتی که بسوی ایشان پیغامبری آمده باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جماعت. (از اقرب الموارد). از آنست قول خداوند:{/Bکُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ.۱-۳۳:۱۱۰/} || گروه از هر صنف مردم و از هر جنس حیوانات. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). صنف و دسته از هر قبیله. (از اقرب الموارد). گروه از هر حی. (شرح قاموس). گروه. (مهذب الاسماء). و بدین معنی در لفظ واحد است و در معنی جمع. ج، امم. || کسی که بر راه حق و مخالف سایر ادیان است. || هنگام و مدت. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). هنگام. (شرح قاموس) (مهذب الاسماء). حین. (از اقرب الموارد). و از آنست قول خداوند:{/Bوَ اِدَّکَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ.۶-۹۱۲:۴۵/} و همچنین:{/B وَ لَئِنْ أَخَّرْنََا عَنْهُمُ اَلْعَذََابَ إِلی ََ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ .۱-۸۱۱:۸/} || قد و قامت. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). قد. (شرح قاموس). قامت. (از اقرب الموارد). بالای مردم. (مهذب الاسماء). و از آنست: هم حسان الوجوه طوال الامم. || روز نشاط. || طاعت. || دانشمند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || معظم رو. (منتهی الارب). روی. (شرح قاموس). || راه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). طریقت. (از اقرب الموارد). راه بزرگ. (شرح قاموس). || مادر. ج، امات. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - امةالرجل؛ قوم مرد. (ناظم الاطباء). - || (اِ) زن و مرد. (ناظم الاطباء). - امةاللََّه؛ خلق خدا. (ناظم الاطباء). - امة عیسی؛ نصاری. (ناظم الاطباء). - امة محمد (ص)؛ مسلمانان. (از ناظم الاطباء). و رجوع به امت شود.[ اِمْ مَ ] (ع اِ) حالت و راه شریعت. || دین. || نعمت. || هیئت و شأن. || فراخی عیش. || سنت نبی. || طریقه. || امامت. || اقتدا بامام. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به اُمّة و امت شود.[ اَ مَ ] (اِخ) نام چند تن از زنان صحابی است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۱۶ و خیرات حسان ج ۱ ص ۳۳ شود.
کلمات همقافیه با «امة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر