معنی امبرباریس
5 بازدید
[ اَ بَ ] (مأخوذ از یونانی، اِ) زرشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). از تیرهٔ زرشکیان است که در کوهها میروید و زنگ گندم انگل آن است. (از گیاه شناسی گل گلاب، ص ۲۰۰).
کلمات همقافیه با «امبرباریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر