معنی امالهناء
6 بازدید
[ اُمْ مُلْ هُ ] (اِخ) دختر ابومحمد عبدالحق قاضی مریه. از زنان شاعر اندلس و دارای طبعی وقاد و بدیهه گو بود. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۵۷ و خیرات حسان ج ۱ ص ۶۵ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۸ شود.
کلمات همقافیه با «امالهناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر