معنی امالقاسم
5 بازدید
[ اُمْ مُلْ سِ ] (اِخ) دختر برمک جد برمکیان بود. (از ابن فقیه از احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۷۷).
کلمات همقافیه با «امالقاسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر