معنی امالرمح
4 بازدید
[ اُمْ مُرْ رُ ] (ع اِ مرکب) لواء. (منتهی الارب) (تاج العروس) (ناظم الاطباء). عَلَم. (ناظم الاطباء). لوا و خرقه ای که بدان درپیچند. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امالرمح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مح» برای سرودن شعر