معنی امالخیر
5 بازدید
[ اُمْ مُلْ خَ ] (اِخ) فرزندزادهٔ امام محمد باقر و از اصحاب امام جعفر صادق بوده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۹).[ اُمْ مُلْ خَ ] (اِخ) بنت حریش بن سراقه یا رقیه. از تابعین زنان کوفه و بسخنوری و فصاحت و هوش معروف و از طرفداران علی بن ابی طالب (ع) بود و در جنگ صفین لشکر علی را بضد معاویه تهییج و ترغیب میکرده است. رجوع به ریحانة الادب، ج ۶ ص ۲۱۹ و خیران حسان ج ۱ ص ۴۵ شود.[ اُمْ مُلْ خَ ] (اِخ) جمال النساء بغدادی مکناة به ام الخیر. از زنان پرهیزگار و دانشمند و از محدثان عامه در قرن هفتم هجری است. در فقه و حدیث دستی داشته و افادات علمی میکرده است. به سال ۶۴۰ هـ . ق. درگذشت. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۹ و خیرات حسان ج ۱ ص ۸۹ شود.[ اُمْ مُلْ خَ ] (اِخ) خدیجه ملقب به ضوء الصباح. از محدثان بوده و در انشا و حسن خط مهارت داشته است. به سال ۷۳۰ هـ . ق. درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۰) (خیرات حسان ج ۱ ص ۴۵ و ج ۲ ص ۱۳۹).[ اُمْ مُلْ خَ ] (اِخ) رابعهٔ عدویه مکناة به ام الخیر. از زنان نیکوکار بود.۱۳۵ هـ . ق. درگذشت. رجوع به رابعه... شود.[ اُمْ مُلْ خَ ] (اِخ) سلمی. دختر صخربن عمروبن کعب بن سعدبن تیم بن مرةبن کعب از صحابیات و مادر ابوبکر خلیفهٔ اول بوده و عمر بسیار یافته است. از شوهرش ابوقحافه و از پسرش ابوبکر ارث برده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۰) (خیرات حسان ج ۱ ص ۴۷).
کلمات همقافیه با «امالخیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر