معنی امالحکم
6 بازدید
[ اُمْ مُلْ حَ کَ ] (اِخ) دختر ابی سفیان. زن عیاض بن شداد فهری و بنا بقولی یکی از شش زن مهاجر بود که از اسلام برگشت و بمشرکان ملحق شد. (از کتاب الوزراء و الکتاب ص ۳۳) (ریحانةالادب ج ۶ ص ۲۱۶).[ اُمْ مُلْ حَ کَ ] (اِخ) زینب. دختر جحش بن رباب بن یعمربن صبرةبن مرةبن کثیربن غنم بن دودان بن اسدبن خزیمهٔ اسدیه مکنی به ام الحکم. مادرش امیمه یا میمونه یا امینه دختر عبدالمطلب، از صحابیات و از زنان پیغمبر اکرم و عمه زادهٔ آن حضرت بود. در سال سوم هجرت به ازدواج پیغمبر درآمد. زنی هنرور و کارگر و نیکوکار و باسخاوت بوده و بسیار کار میکرده و درآمد خود را بفقیران میداده است. در سال بیستم هجرت در پنجاه و سه سالگی در مدینه درگذشته است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۶).
کلمات همقافیه با «امالحکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر